نوشته شده در
با خویش حرمتی به خویشتن بازگردید
مرحله دوم : عبارت روحبخش زیر را بنویسید و آن را بارها با خود تکرار کنید : من همانگونه ام که خلق شده ام کامل و بی عیب
این اندیشه را همواره در ذهن خود جای دهید . آن را بنویسید و در جیب , روی داشبورد , روی یخچال یا کنار تخت خوابتان بگذارید اجازه دهید این واژه ا به صورت منبعی از انرژی بالا درآیند و موجب شوند به خود احترام بگذارید. همین که این کلمات را با خود داشته باشید موجب می شود انرژی تان مستقیما به سوی شما جای شود .
خویش حرمتی ازین امر ناشی می شود که به سرچشمه هستی که از ان بوجود آمده اید و تصمیم گرفته اید علی رقم عقاید دیگران با آن پیوند مجدد یابید , احترام بگذارید . بسیار مهم است که از همان ابتدا به خود یادآوری کنید سزاوار احترام بی کرانی هستید از جانب تنها سرچشمه ای که همواره میتوانید بر رویش حساب کنید .
این یادآوری کارهای زیادی در ارتباط با خویش حرمتی و در نتیجه تواناییتان برای استفاده از نیروی مشیت الهی انجام می دهد بارها و بارها با خود تکرار کنید من این تن نیستم . من اندوخته هایم نیستم . من موفقیت هایم نیستم . من شهرتم نیستم من همان گونه ام که آفریده شده ام . کامل و بی عیب
مرحله سوم : به دیگران و کل حیات احترام بیشتری بگذارید
چه بسا بزرگترین راز اعتماد به نفس این باشد که باید دیگران را مورد تحسین و ستایش بیشتری قرار داد. ساده ترین راه برای این کار این است که حضور خداوند را در انها ببینیم . قضاوت بر روی وضع ظاهر دیگران، شکستها ، موفقیتها، موقعیت های اجتماعی ، ثروت یا فقر را کنار بگذارید و سرچشمه ای را که از آن به وجود آمده اید مورد تحسین و محبت قرار دهید . همه فرزندان خداوندیم . سعی کنید این مطلب را حتی در کسانی که ظاهری خدادوستانه ندارند ، ببینید. بدانید با گسترش عشق و احترام ، میتوانید آن انرژی را بار دیگر به سوی منشا خود بکشانید تا اینکه دورش کنید . به طور خلاصه ، احترام کنید چرا که این همان چیزی است که باید ببخشایید. درباره ی دیگران به قضاوت بنشینید و انرژی پایینی از خود پراکنده کنید تا همان را دریافت کنید . به خاط داشته باشید هنگامی که در کورد شخصی قضاوت می کنید به شناسایی اش نمی پردازید بلکه خودرا فردی شناسایی می کنید که نیاز به داوری و قضاوت دارد . همین مطلب در مورد قضاوت هایی که در مورد شما صورت می گیرد صادق است .
مرحله چهارم : این عبارت روحبخش را برای خود و برای تمام کسانی که ملاقات می کنید تکرار کنید : من تعلق دارم !
حس تعلق یکی از والاترین حالات در هرم خودجوششی آبراهام مسلو است این احساس که تعلقی ندارید یا در جایگاه نادرستی قرار گرفته اید می تواند به فقدان خویش حرمتی منجر شود . به خود و اولوهیت خود با این آگاهیی احترام بگذارید که همه به هم تعلق دارند . در این موذد نباید سوالی مطرح کرد . حضور شما در این عالم به تنهایی گواه این مطلب است که به اینجا تعلق دارید . هیچ فردی تصمیم نمی گیرد که آیا شما به اینجا دارید یا خیر . هیچ دولتی تعیین نمیکند که بعضی ها به اینجا تعلق دارند و بعضی دیگر ندارند. این نظامی هوشمندانه است که شما جزِیی از آن می باشید. خرد آفرینش قصد کرده شما در اینجا ، این مکان، این خانواده در کنار این اقوام و والدینتان باشید و این مکان ارزشمند را اشغال کنید. به خود بگویید من تعلق دارم و دیگران نیز همین طور
مرحله پنجم : به خود یادآور شوید هیچگاه تنها نیستید
تا زمانی میتوانم خویش حرمتی ام را حفظ کنم که بدانم تنها بودنم غیر ممکن است من یاری دارم که هیچگاه تنهایم نمیگذارد و حتی در لحظاتی که به نظر میرسد سرچشمه ام مرا ترک کرده ، با من است احساس میکنم اگر ذهن عالم آنقدر برایم احترام قائل بوده که به من اجازه داده به اینجا بیایم تا از طریق من وارد عمل شود و در لحظاتی که در قلمروی خطناک غیر معنوی سرگردانم از من محافظت کند ، پس این بار مستحق احترام مضاعف من است . دوستم پت مک ماهون را به یاد می آورم که مجری برنامه ای رادیویی در فونیکس آریزونا بود . او برای من جریان ملاقاتش را با مادر ترزا قبل از مصاحبه رادیویی اش تعریف کرد . از او خواهش کرد اجازه دهد کاری برایش انجام دهد . به او گفت هر کاری هست به من بگویید فقط میخواهم کمکی به شما بکنم . مادر ترزا به او نگاه کرد و گفت فردا صبح ساعت 4 از خواب بیدار شو و به خیابانهای فونیکس برو و فردی را پیدا کن که در آنجا زندگی میکند و معتقد است تنهاست و اورا متقاعد کن که چنین نیست .. پند ارزشمندی است چون کسانی که در خود تردیدی غوطه ورند یا احساس میکنند تنهایند خویش حرمتی شان را از دست داده اند چرا که فراموش کرده اند تنها نیستند .
مرحله ششم : به جسم خود احترام بگذارید !
به شما جسمی سالم داده شده تا موجودیت نامرءی درونیتان را برای لحظات کوتاهی از ابدیت در آن سکنی دهید و این جسم علی رقم اندازه ، شکل ، رنگ یا هر نقص قابل تصوری آفریده ای کامل است که به واسطه قصد ونیتی که شمارا به اینجا آورده موجودیت یافته است . نیازی نیست برای کسب سلامتی تلاش کنید سلامتی چیزی است که اگر آنرا به خطر هم بیندازید هم اکنون در اختیارتان قرار دارد . ممکن است با پر خوری ، عدم تحرک ، یا سموم و مواد مخدر آنرا مسموم ، خسته ، مضطرب، نگران یا متورم کنید یا اینکه هزار بلای دیگر سرش بیاورید . میتوانید با احترام به معبدی که شمارا سکنی داده عمری را سرشار از احترام به خویش پشت سر بگذارید . نیازی به رژیمی دیگر ، کتابچه دستورهای ورزشی یا مربی خصوصی ندارید. به درونتان بروید به جسمتان گوش بسپارید و با آن با تمام وقار و عشقی که خویش حرمتی می طلبد رفتار کند .
مرحله هفتم : با مراقبه در ارتباطی هوشیارانه با سرچشمه تان باقی بمانید که همواره بهر شما احترام می گذارد!!
بهتر از این نمیتوانم بگویم مراقبه روشی است که حواس پنجگانه قادر به درکش نیستند. هنگامی که با قلمرو مشیت الهی در ارتباطید, با خردی که درون شماست مرتبط می باشید . آن خرد الهی احترام زیادی برای شما قائل است و هنگامی که در اینجایید , شمارا محترم می شمارد. مراقبه روشی است که با آن مطمئن می شوید در حالت خویش حرمتی قرار دارید علی رقم تمام وقایع پیرامون , هنگامی که وارد آن فضای مقدس مراقبه می شوید , تمام تردید هایتان در مورد قدر و منزلتتان به عنوان آفریده ای قابل احترام از میان می رود . شما پس از مراقبه احساس می کنید با سرچشمه تان در ارتباطید و از حرمتی که برای تمام موجودات , به ویژه خودتان قائل هستید , لذت می برید .
مرحله هشتم : با رقبای خود آشتی کنید
عمل آشتی نشانی از احترام به سوی رقبایتان میفرستد. با ساطع کردن این انرژی بخشایش به خارج, در میابید همان انرژی مثبت احترام آمیز به سویتان جاری می شود اگر با بزرگواری در مقام آشتی برآیید و مهربانی را جایگزین انرژی های خشم کج خلقی و تنش گردانید حتی اگر باز هم اصرار دارید که محق هستید به واسطه این عمل بخشاینده نسبت به گذشته برای خود احترام بیشتری قایل خواهید بود اگر نسبت به شخصی احساس خشم دارید بخش بزرگی از وجودتان از حضور این انرژی آزار دهنده در رنج است . هم اکنون لحظه ای وقت صرف کنید تا تا با شخصی که تصور می کنید اورا آزاد داده اید یا شما را مورد آزاد قرار داده روبرو شوید . به او بگویید دوست دارید با او آشتی کنید . متوجه خواهید شد که چه احساس بهتری پیدا می کنید. این احساس خوب زدودن کینه ها همان خویش حرمتی است . در مقام آشتی برآمدن نیاز به شهامت شخصیتی قوی و اعتقاد درونی بیشتری دارد تا چسبیدن به احساساتی که دارای انرژی های پایین و پست تری هستند .
مرحله نهم : همواره خویشتن را در مقام خویش حرمتی به خاطر بسپارید
برای این کار باید بدانید عقاید دیگران نسبت به شما از حقیقت برخوردار نیستند . اینها فقط عقاید و نظریات هستند . هنگامی که برای جمعی 500 نفری سخنرانی میکنم در پایان سحنرانی 500 عقیده متفاوت در کورد من وجود دارد من هیچ یک از این عقاید نیستم . من مسئول نگرش آنها نسبت به خود نیستم . من صرفا مسئول شخصیت خود هستم و این مطلب در مورد همه ما صادق است. اگر به خود احترام بگذارم یعنی در خویش حرمتی به خویشتن تکیه کرده ام . اگر در مورد خود تردید به دل راه دهم یا خودرا مجازات کنم نه تنها خویش حرمتی ام را از دست میدهم بلکه تردید ها و نظریات بیشتری را که دارای انرژی های پایینی هستند و در آینده طبق آنها بیشتر به مجازات خود می پردازم را به سوی خود می کشانم. اگر در تکیه به خویشتن برای کسب خویش حرمتیتان با شکسشت روبرو شوید نمیتوانید با ذهن عالم که قصد کرد همه مان اینجا باشیم در ارتباط باقی بمانید.
مرحله دهم : همواره قدرشناس و سپاسگذار باشید
درخواهید یافت که قدرشناسی آخرین گام در هر فصل موفقیت آمیز است قدر شناس تمام اموری باشید که در زندگی با آنها روبرو میشوید و ناشکری نکنید. هرگاه می گویید : خداوندا تورا به خاطر همه چیز شکر میکنم و هنگامی که شکرگزار تمام وقایعی هستید که در زندگیتان رخ می دهند, در واقع به آفرینش احترام میگذارید . این احترام در درون شماست و شما صرفا چیزی را می توانید به دنیای خارج بدهید که در درون خود داشته باشید. حالت قدرشناسی درست مانند حالت احترام است. احترام به خود که آزادانه می بخشید و ده برابر آن را دریافت می کنید.
![]()
![]()
![]()
دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۸
ما را در سایت ðx9fx8cx9dðx9fx8cx9aðx9fx8cx9dðx9fx8cx9a دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88